المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )

442

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

دوست داشته است ، و خدا را دوست نمىدارد مگر آنكه خدا او را دوست داشته باشد . پيغمبر خدا ( ص ) فرموده است : برترين مردم بعد از انبياى الهى ، در دنيا و آخرت آنانى هستند كه خدا را دوست داشته ، و همديگر را در راه خدا دوست مىدارند . و هر محبتى كه سالم نبوده و براى خدا نيست : در نتيجه موجب دورى از محبوب و بلكه بغض و عداوت مىشود ، و فقط حب به خداوند و محبت در راه خداست كه آنها از يك سر چشمه جريان پيدا كرده ، و پيوسته در افزونى و زيادتى هستند ، و هرگز ضعف و نقصانى در آنها پيدا نخواهد شد . خداوند متعال مىفرمايد : دوستان در روز قيامت دشمن همديگر مىشوند مگر آنان كه از گروه پرهيزكاران باشند . [ ( شرح ) ] محبت يا مقصود اصيل و بذاته است ، و يا مقصود به غيره و در مسير ديگرى است . و برگشت قسم دوم به اولى است . و از اين لحاظ حقيقت و برگشت حب في الله ، به محبت پروردگار متعال مىباشد ، مقصود تويى كعبه و بتخانه بهانه . آرى در محبت في الله : وجهه و عنوان حب الله موجود است ، و در باطن محبت در اين مورد حب الله بوده ، و محبوب هم مورد حب خداوند متعال و متعلق حب او واقع شده و محبوب خدا خواهد بود . و بايد متوجه شد كه : حب في الله هميشه در طول حب الله و پس از تحقق آن صورت مىگيرد ، و تا حقيقت محبت خدا در قلب كسى ثابت و مستقر نگشته است : نمىتواند محبتهاى ديگر را به وجهه و عنوان الهى داشته باشد . و اين معنى نظير معرفت پروردگار و معرفت انبيا است ، و لازم است از طريق بالا و علت به سوى پايين و معلول حركت كرد ، يعنى معرفت حقيقى به مقامات حضرات انبياء متوقف است به معرفت الله متعال - اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيك . و به طورى كه در فصل گذشته معلوم شد ، حقيقت محبت تمايل شديد در صورت تحقق ملايمت و رفع موانع و اختلافات است ، و اين معنى قهرا و طبعا ملازم تحقق محبت و علاقه از طرف ديگر نيز مىباشد . پس محب بودن حقيقى هميشه ملازم با محبوبيت مىباشد و روشن شد كه محبت حقيقى و الهى هرگز از يك طرف تنها صورت نمىگيرد . و اما محبت مادى ، يعنى محبت روى اغراض نفسانى و مقاصد دنيوى و جسمانى از مال و عنوان و فرزند